نمایش پل از پارس آباد در این سوگواره تعزیه قبول نشد.غیر از پارس آباد شهرهای قزوین-بندر ترکمن-ارومیه نیز همین کار را ارائه کرده بودند. کار قزوین قبول شده بود.تصمیم داشتم بیام وکار قزوین رو ببینم.
اومدم ودیدم .آشنایی با آقای ایزد فر-کارگردان قزوین- ودوستان دیگربرایم جالب بود.کار تقریبا" پیرو متن بود.بیشتر وفادار بود به نوشته آقای رحمانیان...
بچه های ارومیه ناراحت بودند که کارشان مظلوم شده....جالبه در ارومیه گلایه و شکوائیه بیشتر از استان ماست.اینجا به استان اردبیل و پارس آباد با ابهت خاصی نگاه می کنند. کارهای مجید رو مرتب بازگو می کنند . البته ارومیه ایها خاطره خوبی هم از اجرای نعره خاموش انالحق داشتند.
شب با دوتا عکاس که از حوزه هنری تهران بودند آشنا شدم آقایان محمودی و شیر ژیان ....
دیروز تبریز بودم که به احمد مسرت-از تئاتریهای بیله سوار مقیم تبریز - زنگ زدم که به همراه دوستش آقای رسول طاهری - معلم وشاعر- افتخار همسفری به من دادند . عصر و شب مثل همیشه با احمد بودن یکریز صحبت از چگونگی و چرایی تئاتر بویژه تئاتر بیله سوار و پارس آباد بود....
از برکات این مسافرت دیدن دوبار حسن نجفی اولین استادم که در سینمای جوان تبریز در چند جلسه توانست من رو به این وادی بکشونه من مدیون صحبتها و تشویقهای او هستم در قبال یک سی دی فیلم کوتاهم - کوبر واونار-شرمنده کرد هرچه تولید یکسال حوزه هنری تبریز بود کیف دستی مرا پر رد. از دعوت من به مغان هم استقبال کرد...قراره با یه تیم نقاشی عکاسی و انیمشن و... یه سر بیان پارس آباد...همین مبادله هم قراره در یک وورک شاپ دوروزه با آقای شیر ژیان جوان مشتاق حوزه هنری تهران داشته باشیم.